لینک سایت بزرگان ادبیات

آخرین نظرها

سرعت بارگزاری سایت...
 
کاربران سایت: 4 نفر مهمان
wait...

 

 

 

دكتر "ز" خواسته يا ناخواسته با حرف هاش تأثير زيادي روي تفكرم گذاشت ، روي برداشتي كه تا آن روز از دانشجو بودن داشتم . خيلي اميدوارم كه اگر هم جوگير شده ام ، جو گير باقي بمانم . تازه فهميدم كه تا زبانشناس شدن راه درازي دارم در پيش...

.

.

مكالمه ي ديشب من و نگين ، بعد از حدود نوزده سال ، همان قدر كه اشك به چشم او آورد دو بال به من داد براي پرواز كردن به روزهايي كه كنار هم گذرانديم ، مهدكودك امين .تصور اينكه نگين روزهاي كودكي ام حالا بزرگ شده ، مثلاً اندازه ي خودم (!) ، برايم سخت و شيرين است . بزرگ شدن اش را نديدم ، اما مشتاقانه منتظر روزي هستم كه بزرگي اش را ببينم .

.

.

تعطيلات بين دو ترم عالي گذشت . فيلم بود و كتاب بود و سنتور .

"قهوه و سيگار" را با همه ي خسته كننده به نظر رسيدن اش دوست داشتم ؛ قبول دارم كه به خوبي "گوست داگ" نبود ، شايد چون فارست ويتاكر نداشت ؛ اما تقريباً همه ي اپيزودها ديدني بودند ، به ويژه cousins با بازي خيلي خوب كيت بلانشت در دو نقش .

فيلم هاي ديالوگ محور را دوست دارم . شايد چون شنيدن را دوست دارم . 

.

.

كاش بهار زودتر برسد .

.

. 

پ.ن: نگارش اين پست تنها به يك دليل صورت گرفت ، اينكه ثابت كنم به تاريخ نپيوسته ام !

 

.

 

نيلوفر  

 

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
علی  - سلام     |2009-02-10 22:05:37
سلام ...
زنده باشی جوون
علی  - سلام 2     |2009-02-10 22:06:42
یه کم دیگه از اینا بفرستم
اههه
خاتون  - salam     |2009-02-10 22:57:25
فيلم بود و كتاب بود و سنتور
اين روزا يا ساز
مخالف مي شنوم يا ساز دلتنگي
خنده داره مگه
نه؟

كاش ما هم بتونيم عين شما ساز موافق
(سنتور) بزنيم

پ.ن:
دهن مون ... شد تا تونستيم
بعد شونصد بار كامنتي پست كنيم
Qesign  - کامنت     |2009-02-11 08:46:40
سلام ، دوست عزیز احتمال زیاد مشکل از مرورگر
وب شما هست
به هر حال لطفا متن پیغام خطا رو
در سایت کامنت بزارید
بات کر
شهاب  - سلام     |2009-02-11 00:16:31
همش يه طرف،‌نپيو تن به تاريخت يه طرف!

زنده
باشي و هميشه دست به قلم.

سي يو.
پریسا     |2009-02-11 00:40:08
سلام. اشتباه نمی‌کنی همین گوشه
موشه‌هام
فرزاد حسنی  - فرزاد     |2009-02-11 02:47:34
سلام نیلوفر خانم عزیز
ممنون کهبه ن سرزدید و
وبلاگ رو دیدید ...از این تشابه اسمی ها زیاد
اتفاق میفته ..بهنظر من مهم مطالبم هست نه اسمم
..دوست داشتم نظرت رو در مورد مطالب بدونم .به
هر حال ممنون ...وب سیات جالب یداری و خوشحالم
که اهل مطالعه هم هستی ....با احترام /ف.ح
mohammad  - دوستانه     |2009-02-11 08:22:30
سلام
نیلو نمیدونم چری اما چند وقته عاشق
مشکی شدم
شاید به خاطر اینکه همرنگه
قلبمه
راست ی چرا اینقدر دیر به من سر میزنی
رفیق قدیمی
امیر     |2009-02-11 16:26:19
درووود

بسیار خوشحالم که بر گشتی

راستش اگه
می دونستم با اون کامنت دوباره به روز می شوی
زودتر این کار رو می کردم !

امیدوارم هیچ وقت
به تاریخ نپیوندی !!!!!!1
مهدی اکبری فر ( ب     |2009-02-12 00:08:36
سلام
ممنون که سر زدین
آره ، قهوه و سیگار به
گوست داگ نمی رسه اما نمیشه از خیر هیچکدوم
گذشت . من بویژه قسمت مربوط به ویلیام رابینز
رو دوست دارم.
با اجازه لینک شدین .
شاد باشین
پریسا     |2009-02-12 14:11:42
سلام. شاید هم دیده باشیش. اگه حسانه رو
میشناسی احتمال اینکه اون دور و بر منو هم
دیده باشی زیاده
اگه هم نه که باز من کمی تا
حدودی تابلوام. اصولاً‌ یا با نیش باز تو
بوفه‌ام، یا با نیش باز در حیات و قاز ولوام و
یا باز هم با نیش باز در WC ها هستم! فکر کنم کل
خاطره از دوران تحصیل من در علامه همین‌ها
بمونه! آهان تو فلافلیه کوچه پایینی هم هر از
گاهی با نیش باز قابل رؤیتم! تو کتابخونه هم
اگه باشم نشونه‌ام اینه که نمی‌تونم ساکت
بشینم سر جام و همش همه چپ چپ میز من و دوستامو
نیگا می‌کنن! خلاصه که در هر حال
می‌بینیم همدیگرو.م...
ناشناس   |2009-02-12 18:02:50
زندگی مشترک را ظرف پانزده روز شناختم ، طاقت
فرساست. پانزده روز برای باز شدن چشم ها و دیدن
حقیقت کافی است ، حتی زیادی هم هست. همه ی کار
آموزی ها طاقت فرساست. شب های اول به علت حضور
رومن کنارم تووی رختخواب ،خوابم نمی برد.
تابستان گذشته ، در خانه ی پدر و مادرش ، هر یک
اتاقی برای خودمان داشتیم. عشق بازی را دزدکی
می کردیم ، او علاقه ی عجیبی به میوه ی دزدیده
شده داشت ، خواب موضوعی خصوصی باقی می ماند ،
هر کس در اتاق خودش ، دراز کشیده میان ملافه
های سفید ، در عمق قایقی تاریک. خواب مثل دوران
کودکی است ، نمی توان در آن با کسی شریک شد.
...
شکلات فندقی   |2009-02-12 18:07:18
پانزده روز طول می کشد تا وضعیت مناسبی برای
خوابیدن در بستر زناشویی پیدا کنم. روی شکم می
خوابم و سرم را به طرف دیوار بر می گردانم ،
فراموشکار و سبکبال. رومن کارم را آسان می کند
، چون دیر وقت ، پس از این که ساعت ها با نوشته
هایش ور رفته به بستر می آید. باز هم همان نامه
های عاشقانه. دیگر آنها را با دست نمی نویسد ،
با ماشین تایپ می کند. صدای ماشین تحریر مانع
خوابم نیست ، بر عکس مثل فرو ریختن قطره های
باران روی شیروانی است ، تصنیفی آرامش
بخش.*

*دیو نه بازی | کریستین بوبن
شکلات فندقی   |2009-02-12 18:11:43
حالت خوبه ؟
ممنونم که فراموشم نکردی
این
متنکه با این جمله شروع میشه :
زندگی مشترک
راظررف پانزده روز شناختم از کرستین بوبنه که
خیلی دوستش دارم
میدون ی دیگه چه کتابایی غیر
از دیوانه بازی داره ؟
مهدی اکبری فر ( ب  - بروزم     |2009-02-13 00:26:01
در صبحی بهاری در شوکوکو-جی منتظرتانم
پریسا     |2009-02-13 04:18:47
سلام. ممنون بابت لینک. خیلی لطف داری. چون
بلاگ رولینگ خرابه و من تازه host رو عوض
کرده‌ام هنوز لینک دوستامو نذاشتم و از گوگل
ریدر همه‌تون رو عقیب می‌کنم. اما وقتی بلاگ
رولینگ بالاخره زنده بشه لینکت رو سه سوت
می‌ذارم.
ب زم مرسی و تو دانشکده سی یو!
شاهد     |2009-02-13 16:15:08
تا باشه از این تعطیلیا. خدا قسمت ما هم بکنه
مرد پاييزي     |2009-02-13 17:45:58
مدتي هست كه تا مي خوام مثل گذشته قلم رو
بردارم و يه چيزي بنويسم، تمام كلمات از مغزم
فرار مي كنن و ذهنم خالي مي شه. وقتي مطالب
ديگران رو مي خونم و مي بينم كه چطور ذهنيات
منو بهتر از خودم روي كاغذ ميارن، ساكت مي شم و
اكتفاء مي كنم به بازتاب و انعكاس حرف هاي
اونا. و اين بهانه اي هست به قول تو "براي
اينكه ثابت كنم به تاريخ نپيوسته ام".
محدثه     |2009-02-13 20:55:40
سلام، وای چقدر کامنتت شگفت زدم کرد!
ممنون
سخت بود نیلوفر! خیلی...
امی وارم
نتیجش بد نشه خستم...
وای وبلاگ! دلم تنگ
شده...
دکتر ز، میفهممت دکتر ب دکتر ه ....
وای
که چقدر مثل افکار من بود این پستت، احساس
نزدیکی کردم بهت...
ممنو ....
مهدی     |2009-02-14 17:49:42
سلام.

سای بسیار زیبایی داری. معلومه خیلی
زحمت کشیدی. اگه موافق باشی لینکت کنم و بیشتر
به هم سر بزنیم.

اگ موافق بودی خبر
بده.

همیش شاد باشی.
ناشناس   |2009-02-15 10:07:21
سلام . خوبيد ؟ چون مي نويسيد هميشه سبز و پويا
هستيد . و اميدوارم روياهاي كودكي هميشه
شيريني خود را داشته باشند . برقرار باشيد. به
اميد ديدار
ع.م.روستا  - سلام     |2009-02-15 12:29:44
سلام باز هم از اینکه توانسته ام این حس خوب را
به شما بدهم خیلی خوشحالم خصوصا در این روزهای
غمگین...
شهریار     |2009-02-19 10:33:47
نمی دانم این جیم جار موش واسه چی کارگردان شد.
بنظرم اگر رمان نویس میشد موفق تر بود
یه مرد امیدوار     |2009-02-19 13:26:40
اینم سعادتیه که آدم گوش دادن رو دوست داشته
باشه
آرمی-اینور دنیا     |2009-02-20 18:28:32
سلام نیلو جان امیدوارم حالت خوب باشه خیلی
وقته که نیستی - البته من هم نبودم خیلی سرم
شلوغ بود باید منو ببخشی بهر حال -
نمی دونم
از کجا شروع کنم ؟ از لطفی که کردی و مرا با
نوشته زیبات سبز کردی و یا اینکه در مورد
نوشته ٌ خودت... انی وی ... در مورد شعر من


---

می بینی که در مصرع سوم نوعی دعوت از دل
به آمدن به سوگواری است یعنی نوعی کنایه
بهمراه داردیعنی دیده و اشک ودل در کنارهم
بایستی باشند، در مورد مصرع ماقبل آخر کاملا
حق باتوست، من خودم برای اینکه شعر را بهتر
بنویسم مجبورشدم این کلمه - لب - را بکار ببرم
در حالیکه با وزن نمی خو...
آرمی-اینور دنیا     |2009-02-20 18:41:44
در مورد نوشته ات ، خوب همین را می توانم بگویم
که انسان تلاش می کند تا به جایی برسد - مثلا
زبانشناس بشود یا تاریخدان ،یکی دو زبان یاد
بگیرد نجار تراشکار مهندس دکتر و... - اما زمانی
می فهمد که هنوزدر ابتدای راه است که فکر می
کند به نقطه ای از آن رسیده است که می تواند در
آن مورد ساعتها نطق کند و خودرا استاد می
پندارد غافل از اینکه در نقطه ابتدایی آن قرار
داردامّا همین در واقع خوشبختی و سعادت از آن
کسی است که همواره در پی چیزهایی است که تمام
ناشدنی باشند برای همین بعضی ازماها دوست
داریم که آنها تمام نشوند ، همیشه دانشجو
باشیم...
آرمی-اینور دنیا     |2009-02-20 18:50:41
برای همین هم اینجا محلی است برای فقط اینکه
بنویسم ( هستم ) مثل خودت که نوشته ای برای
اینکه ثابت کنم به تاریخ نپیوسته ام ،البته
اصلا هم دوست ندارم خیلی باز خیلی فروتنی نشان
بدهم که نکند حمل بر خودستایی بیش از اندازه
شود، که همین فارسی را هم خیلی خوب بلد نیستم
مرا چه به اینکارها ؟؟! خوب سعی و تلاش خود را
کرده ام و شاید مزدش را گرفته باشم - شاید هم
جزای بعضی کارها را دارم می بینم - بهرحال خود
بهتر می دانم که همین دو سه زبانی که میگویم
بلد هستم مانند کسانی نیست که این زبانها زبان
مادری شان است برای همین ادعایی نمی کنم، ما
هستی...
آرمی-اینور دنیا     |2009-02-20 19:01:48
بهر حال زندگی کردن در یک محیط با اشنا شدن با
محیط و یادگیری زبان افراد محلی آن بسیار موثر
تر از کتابهایی - و یا اساتیدی - است که در
محیطی مانند ایران که مکانهای یادگیری برای
مکالمه به آن زبان دوم - ویا سوم - در آن بسیار
کم است، ارایه می شوند، هم با خلق وخو و رفتارو
اداب و فرهنگ اشنا شدن بسیار راحت تر است،
برای من این پرشین بلاگ و بلاگفا ، همین دوتا
محلی است برای اینکه گفته باشم هنوز زبان
فارسی را می توانم بکار ببرم و محملی - وصد
البته بهانه ای - است برای عریضه های ناهمگون
من ،آرزوی بهترین ها را دارم ،توهم سعی کن
هنوز به تاری...
آرمی-اینور دنیا     |2009-02-20 19:10:02
در مورد زمستان هم باید بنویسم ، بگذار هوای
دلت تازه و بهاری باشد کاری به هوای بیرون
نداشته باش تا زمانی که هوای دل تازه است
سرمای هوا به آن دلنوازی خاصی میدهد همچنانی
که من در اینجا نشانه هایی از آمدن بهار را با
اینکه ماه ، ماه فوریه - اسفند ماه - می بایستی
قاعدتا بسیار سردتر باشد، می بینم بهر حال
اینجا به آنصورت چندین سال قبل سرد نیست ،
آرزوی بهترین ها در استانه بهار سبز ها را
دارم سبز باش وماندگار، مرا نیز اگر توانستی
با نوشته های خوبت سبز نگاه دار
ناشناس   |2009-02-23 16:35:54
عجب شبیه امشب
آی چپ کردم
آبلیمو
نگارنده   |2009-02-23 19:47:52
هميشه بهاري باشي دختر خوب
َشهاب  - سوگنامه     |2009-02-25 02:44:41
سلام
به روزم
ovs   |2009-02-25 02:47:55
سیب من ــ سیب تو

حالا هر دو همزمان گازش می
زنیم :

نگاه کن چه تفاوت فاحشی دارند .

حالا
می گذاریم سیب و سیب

و گاز و گاز را روبروی هم
.
نيلوفر   |2009-02-25 16:03:07
سپاسگزارم ، جناب گونترگراس !
شهاب     |2009-03-05 20:10:45
سلام
متشکر م نیلوفر جان
در پناه حق باشی
دومان   |2009-03-10 23:38:18
بعد از قرن ها... سلام !!!
adrapanapoem     |2009-03-15 21:33:45
اکثر پست هایتان را یکی یکی خواندم
و تمام
لحظه هایتان را گذرانده ام و درک می کنم
اگر
اجازه هست وبسایتتان را لینک کنم ؟
adrapanapoem     |2009-03-17 20:46:13
تا بی نهایت در قسمت پیوند های شعر آدراپانا
قرار گرفت .
نگارنده     |2009-03-19 13:06:59
نیلوفر جان بهار اومد‌ه‌ها ! تو اما هنوز
نیومدی! سال نو مبارک بادی جان!
نگارنده     |2009-03-19 13:07:30
نیلوفر جان بهار اومد‌ه‌ها ! تو اما هنوز
نیومدی! سال نو مبارک بادی جان!
نگارنده     |2009-03-19 13:07:46
نیلوفر جان بهار اومد‌ه‌ها ! تو اما هنوز
نیومدی! سال نو مبارک بادی جان!
راوی پاییز     |2009-03-23 09:56:25
سلام
اولین باره به اینجا سر می زنم اما متوجه
شدم شما دانشجوی علامه بودی و حالا بهشتی
منم
الان ادبیات ترمه 5علامه هستم
گویا ارشد
زبانشناسی رو اتنخاب کردید، درسته؟
شهاب  - نوروزنامه   |2009-04-03 02:21:26
سلام

سال نو مبارک مثلا!

در پناه حق
شراب سلطنتی  - سلام     |2009-04-04 14:52:41
سلامی دوباره به دوست قدیمی . ببخشید که من دیر
به خودم سر میزنم ! هم یلدا مبارک هم سال نو !
بودن شما خاطره ای زیباست که در ذهن دوستانتان
نقش بسته و ابدی است ... شاد باشید و موفق
شراب سلطنتی   |2009-04-06 11:20:54
سلام شما facebook دارید ؟
نرگس     |2009-04-22 20:00:16
عنوان سایتت برام جالب بود و متوجه شدم که به
ادبیات و سینما علاقه مندی.خیلی خوبه...البت
هنوز با سبک نوشتت آشنایی ندارم.شاید بهتر
باشه اگر سری به نوشته های قبلیت بزنم.
موفق
باشی
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."