لینک سایت بزرگان ادبیات

آخرین نظرها

سرعت بارگزاری سایت...
 
کاربران سایت: 15 نفر مهمان
half of the moon

 

و تابستان .

آنقدر كش آمدند امتحان ها كه امسال انگار تابستانش هم ديرتر از هر سال رسيد ، مثل بهارش . اين گاو تنبل احتمالاً پاييزش را هم به اين سادگي ها رو نمي كند .

طبق برنامه اي كه قبل از تعطيلات با نگار و زهره چيده بوديم قرار بود تابستان را با Haegeman شروع كنيم ؛ اما من باز هم يادم رفت برنامه اي در كار بوده و با "اعترافات" ژان ژاك روسو شروعش كردم . يادم رفت دارم زبانشناس مي شوم و بايد چيزهايي بخوانم كه روند زبانشناس شدنم را تسريع كند ؛ و اين به خاطر "بيست" اي بود كه از معني شناسي گرفتم . همين يك بيست كافي بود تا خيال كنم اگر كل تابستان را هم با اعترافات و عقايد يك دلقك و امثالهم بگذرانم به هيچ جاي زبانشناس شدنم برنمي خورد !

 

دانشجوي كارشناسي كه بوديم و تاريخ ادبيات انگلستان را كه مي خوانديم – چه درس سخت و طاقت فرسايي بود عليرغم همه ي جذابيتش -  به مكتب romanticism كه رسيديم ، اسم ژان ژاك روسو زياد به گوشمان مي خورد ، اين فيلسوف و متفكر سوئيسي ِ احساساتي ِ عاشق طبيعت . آن 8 واحد ِ جانكاه ِ تاريخ ادبيات پاس شد و دوره ي كارشناسي تمام شد و از ژان ژاك روسو فقط اسم شيك اش در خاطر من مانده بود تا اين روزها كه "اعترافات" اش را مي خوانم و بنا به گفته ي شخصي در نمايشگاه كتاب – وقتي مي خريدمش – قرار است ضمن خواندنش اعصابم خيلي خُرد شود ! هنوز كه نشده . تا ببينيم .

 

......

 

نيوه مانگ ، دوست داشتني ترين فيلمي كه يك نفر ايراني ساخته و مي شود دو ساعت تمام غرق اش شد و گذشت زمان را حس نكرد . سه سال پيش توي مقاله اي وصف اش را خوانده بودم ، و اين را كه وقتي توي جشنواره ي سن سباستين اسپانيا به نمايش درآمده جيم جارموش در دو صحنه اش گريه كرده ، يكي آنجا كه سازها شكسته مي شوند و ديگر صحنه ي تكان خوردن جسد هنرمند آوازخوان با شنيدن صداي آسماني زني در قبرستان.

اما براي من قشنگ ترين صحنه ، ورود مامو به روستايي بود كه 1334 زن خواننده به آنجا تبعيد شده بودند... هيچ چيز توي دنيا زيباتر از تماشاي آن همه زن ِ دف نواز با لباس هاي رنگارنگ نيست .

از آنجا كه فيلم زيرنويس نداشت ، همه ي اين زيبايي و شاعرانگي براي من فقط جنبه ي بصري داشت تا وقتي كه فيلم را يك بار ديگر به همراه يك دوست كُرد زبان ديدم و تازه به عمق استعاره ها و وجوه سمبليك اش پي بردم ؛ به آن جمله ي كاكو در آغاز فيلم كه در واقع جمله ي معروفي است از كي ير كه گور فيلسوف دانماركي : "من از مرگ نمي ترسم چرا كه اگر من اينجا هستم ، مرگ نيست و اگر مرگ اينجاست ، من نيستم."

نيوه مانگ تركيبي است از موسيقي ، عشق ، سفر ، عرفان ، زن ، آواز ، رقص ، شعر ، و مرگ .

و بهمن قبادي ، حقيقتاً ، فيلمساز بزرگي است .

 

......

 

نيلوفر

 

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
khishtan dar   |2009-07-02 12:09:13
bale haghighatan filmsaze bozrgist
ama shayad harkase digari ham tarkibi az
mosighi, eshgh, zan, erfan, safr, ra be tasvir mikeshid charei joz khob shodan
nadasht.
yadam amad ke mishavadzibaira did.
شکلات فندقی     |2009-07-02 14:38:23
منم فیلم دختری با گوشواره ی مروارید و دیدم ...
دیدیش این فیلمو ؟ منکه خیلی دوسش دارم و یکی
هم فیلم گمشد در ترجمه ی سوفیا کاپولا رو خیلی
دوست دارم ...دیدیش ؟
شکلات فندقی   |2009-07-02 14:40:58
گمشده در ترجمه رو بیشتر دوست دارم ... خیلی
بیشتر
عباس حسین نژاد  - دوست دارم ببینم!     |2009-07-02 15:25:10
با این تعریفات باید ببینم فیلم را خانم
زبانشناس!
ر ضمن خوش به حالتان برنامه دارید
برای مطالعات... ای وای از ما و بر ما که ...
یه مرد امیدوار     |2009-07-02 16:57:56
یادمه هروقت از اون سالهای قبل و نه چندان دور
هم که می‌آمدم اینجا حتما یه‌چیزی تو ذهنم
داشت ذوق ذوق می‌کرد وقتی این صفحه رو
می‌بستم. حالا یا کلی حظ ادبیاتی برده بودم از
آن شعرهای اول متنتان یا یه چیزی رو مشتاقش
شده بودم. امروز هم از کی‌یر که‌گور خوشم آمد
و هم مشتاق شدم آن فیلم را ببینم. خوشحالم
کردین
negarandeh     |2009-07-02 23:12:45
salam doostam, khoobi zaban shenas e bozorg e ayande? un 20 nooosh e
janet...eterafat roso ro hatman emtehan mikonam
مرد پاییزی     |2009-07-04 08:47:14
مدتی هست که دیگه هیچ کجا پیدام نیست. حتی دیگه
دلم برای خودم هم تنگ شده. کاش زودتر برگردم...
َشهریار     |2009-07-04 13:40:49
من آخر نفهمیدم رشته تحصیلی تو در لیسانس چی
بود و الان در فوق لیسانس چی می خونی؟؟؟؟
ض
منا من حوصله دیدن فیلمهای بهمن قبادی رو
ندارم. مسلما بهمن قبادی هم حوصله دیدن
فیلمهای منو نداره.
راس ی می دونستی من
چهارباغ رو قشنگ می خونمش؟؟؟؟
شهریار     |2009-07-04 13:42:24
آدرس وبلاگ جدیدم رو اگه دوست داری لینک
کن
ممنون
آرمی     |2009-07-05 00:26:02
با درود نیلو جان با سپاس فراوان که مرا سبز
کردی و تشریف آوردید به منزلک اینجانب...

میدوارم حالت خوب باشه ودر این هوای بسیار
گرم و طاقت فرسای اینجا - و اونجا البته - هنوز
با اشتیاق و علاقهً یک زبانشناس خبره مشغول
مطالعه هستی... من درگیر امور بسیار اولیه
زندگی شده ام در این چند وقته ش نمی دانم شاید
رخوت ایو گاو بمن هم اثر کرده است و البته بی
ربط هم نیست ... امیدوارم مرتفع شود ...
آرمی     |2009-07-05 00:32:32
بیست گرفتن ات رو از معنی شناسی تبریک میگم ...
منظورت حتما کتاب عقاید دلقک نوشته ً هاینریش
بل باید بوده باشه، مگه نه ؟ در ضمن فکر می کنم
ژان ژاک روسو فرانسوی بوده باشه ... البته و نه
سوییسی - البته در هر دوکشور هم زبان فرانسه
صحبت می شه ، قبلا بهم چندین سال قبل پیشنهاد
شده بود که این کتاب را بخوانم ولی فکر نمی
کردم خوب باشد برای همین خودت بخوان و برای من
تعریف کن ... اینطوری مزه اش بیشتر می شه ...
آرمی     |2009-07-05 00:48:43
شرمنده ام که اینو میگم ولی من هیچ فیلمنامه
نویس یا کارگردان و یا نهیه کننده ایرانی را
نمی پسندم ، البته امیدوارم از حرف من نرنجیده
باشی ، ولی نظر من این است ، در کل من زیاد اهل
فیلم نیستم ، فیلمسازان دروغگویان بزرگ و
طرفداران فیلم هواداران دروغ های بزرگتر
هستند، باز هم صراحت منو باید ببخشی ... البته
در جایی که مردان آزاده ای دیگر یافت نمی شوند
تا مشمول این قاعده شوند " همچین مردی آیا
وجود داره ؟ نویسنده: نیلوفر "
رسانه های
گروهی در تمام دنیا وسیله هایی شده اند برای
ترویج دروغ و یا تبلیغ موادی که محیط زیست را
تخریب م...
آرمی     |2009-07-05 00:50:16
رسانه های گروهی در تمام دنیا وسیله هایی شده
اند برای ترویج دروغ و یا تبلیغ موادی که محیط
زیست را تخریب می کنند ... دست افزاری برای
استثمار گرایان ...
جرج برنارد شاو میگه : هیچ
انقلابی به کمک ستمدیدگان نمی آید فقط
استثمارگرا ن را عوض می کند .
خوشحالی یا
ناراحتی بودن یا نبودن در جایی که به آن تعلق
داشته و داری صورت مسیله را عوض نمی کند
برخلاف تصور عمومی ، تنها شاید تسکین دردی و
یا اندوهی شدید را بهمراه داشته باشد... بعد از
شاید چند سال ، من برای اولین بار یک روز تمام
گریستم ...
شاد باشی و پایدار
خداوند، پدرم - آل     |2009-07-05 18:50:58
تاریخی نیافتم که بدانم این سایت متروک نیست
خداوند، پدرم - آل     |2009-07-05 23:31:09
شما لینک شدین!
سهيل  - ...     |2009-07-06 12:57:07
آره...اون شعر براي 2 نفر كه...
شهريار     |2009-07-06 13:10:20
چهارباغ در مايه ابوعطا به روايت استاد محمود
كريمي با اين شعر خوانده شده:
چه شود به چهره
زرد من
نظري براي خدا كني
كه اگر كني همه درد
من
به يكي نظاره دعوا كني
نلي جان
من 10 سال
آواز سنتي تدريس كردم
و همه رديفهاي آوازي و
سازي را حفظم
حتي گوشه هايي را كه احتمالا
نامش برايت نا آشناست مثل گوشت و مجلسي كه با
اين تلفظ خوانده مي شود
gavesht & majolsi
دومان   |2009-07-07 20:18:31
خوش به حالت که هنوز می تونی کتاب بخونی
...

زاستی .. برگشتی در کار نیست ...
آرمی     |2009-07-07 22:20:51
نیلو می دونم اون ژاک روسو کج متولد شده است
ولی این رو از ویکی پدیا برات میفرستم که گفتم
باید فرانسوی باشه ولی خوب مهم نیست ، از همون
منبع برات نقل می کنم البته به فارسی شو که
بهتر ه فکر می کنم :

خانواده روسو در اصل
فرانسوی بودند، ولی در سال ۱۵۴۹ برای گریز از
کشته شدن توسط کاتولیک‌ه به ژنو روی آوردند.
پس از چند ماه، عموی روسو او را به کشیش
پروتستان دیگری به نام لامبرسیه (به فرانسوی:
Lambercier) در دهکده‌ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو
حدود دو سال را نزد او و خواهرش گذراند
http:/
/fa.wikipedia.org/wi ki/%DA%98%D8%A7%D9%8 6_%DA%98%D8%A7%DA%A9
_%D8%B1%D9%88%D8%B3% D9%88
آرمی     |2009-07-07 22:21:33
نیلو می دونم اون ژاک روسو کج متولد شده است
ولی این رو از ویکی پدیا برات میفرستم که گفتم
باید فرانسوی باشه ولی خوب مهم نیست ، از همون
منبع برات نقل می کنم البته به فارسی شو که
بهتر ه فکر می کنم :

خانواده روسو در اصل
فرانسوی بودند، ولی در سال ۱۵۴۹ برای گریز از
کشته شدن توسط کاتولیک‌ه به ژنو روی آوردند.
پس از چند ماه، عموی روسو او را به کشیش
پروتستان دیگری به نام لامبرسیه (به فرانسوی:
Lambercier) در دهکده‌ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو
حدود دو سال را نزد او و خواهرش گذراند
آرمی     |2009-07-07 22:22:34
نیلو می دونم اون ژاک روسو کج متولد شده است
ولی این رو از ویکی پدیا برات میفرستم که گفتم
باید فرانسوی باشه ولی خوب مهم نیست ، از همون
منبع برات نقل می کنم البته به فارسی شو که
بهتر ه فکر می کنم :

خانواده روسو در اصل
فرانسوی بودند، ولی در سال ۱۵۴۹ برای گریز از
کشته شدن توسط کاتولیک‌ه به ژنو روی آوردند.
پس از چند ماه، عموی روسو او را به کشیش
پروتستان دیگری به نام لامبرسیه (به فرانسوی:
Lambercier) در دهکده‌ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو
حدود دو سال را نزد او و خواهرش گذراند
آرمی     |2009-07-07 22:25:55
نیلو می دونم اون ژاک روسو کج متولد شده است
ولی این رو از ویکی پدیا برات میفرستم که گفتم
باید فرانسوی باشه ولی خوب مهم نیست ، از همون
منبع برات نقل می کنم البته به فارسی شو که
بهتر ه فکر می کنم :


خانواد روسو در اصل
فرانسوی بودند، ولی در سال هزار و پانصد و چهل
و نه برای گریز از کشته شدن توسط کاتولیک ها به
ژنو روی آوردند. پس از چند ماه،عموی روسو او را
به کشیش پروتستان دیگری به نام لامبرسیه در
دهکده ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو حدود دو سال
را نزد او و خواهرش گذراند
آرمی     |2009-07-07 22:26:37
نیلو می دونم اون ژاک روسو کج متولد شده است
ولی این رو از ویکی پدیا برات میفرستم که گفتم
باید فرانسوی باشه ولی خوب مهم نیست ، از همون
منبع برات نقل می کنم البته به فارسی شو که
بهتر ه فکر می کنم :
خانواده روسو در اصل
فرانسوی بودند، ولی در سال هزار و پانصد و چهل
و نه برای گریز از کشته شدن توسط کاتولیک ها به
ژنو روی آوردند. پس از چند ماه،عموی روسو او را
به کشیش پروتستان دیگری به نام لامبرسیه در
دهکده ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو حدود دو سال
را نزد او و خواهرش گذراند
آرمی     |2009-07-07 22:30:12
منو باید ببخشی این بالا یه خورده ای داستان
شد نمی دونم این کد آنتی اسپم رو واسه چی
گذاشتی چند بار پیغام خطا داد تا تونستم
بنویسم آخرش هم همین بساطی شد که می بینی ،به
هر حال ممنونم که منو متوجه کردی
کبوتر     |2009-07-08 18:05:17
سلام نیلوفر جان.خوبی؟

است می گن کوه به کوه
نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه.

من یکی از
همکلاسیهات هستم . البته دقیقا یادم نیست که
راهنمایی هدی همکلاس بودیم یا دبیرستان صدیقه
کبری، خودم فکر می کنم دوره راهنمایی
بوده.البته شما یک کلاس دیگه بودید و من یک
کلاس دیگه.

حالا فکر می کنی من کی هستم.یه
راهنمایی سر صف قران می خوندم.
تونس تی حدس
بزنی؟
شازده     |2009-07-08 19:55:25
webloge jalebi darid , makhsoosan az lahaze tarahi vali fek nemikonid ye khorde
khoshko bi rooh minevisid , dar yek charchoobe az pish tarif shode , bebakhshid
ke avvalin commentamo enghada bad shoroo kardam vali doostane goftam , shad zi ,
roozegarat ham khosh
ساناز     |2009-07-09 18:27:29
سلام
....
نم ی دونم چی بگم چند وقته فقط نگاه
می کنم و یه چیزه گنده رو تو گلوم قورت می دم
میفرستم تو سینه ام . خیلی سینه ام درد گرفته :
فکر کنم چاییدی استامینوفن می خوای؟
دو تا
کدئین باشه لطفا!
امیر  - دروود     |2009-07-10 22:21:15
دروود

نمی دونی چقدر خوشحالم که تونستی
بالاخره نظر بدم اینجا . واقعا سخت باز میشه .


اما بعد ممنون از حضورت . در فضای بی در و پیکر
نت وجود بلاگرهای چون تو غنیمتی ست .حس خوبی به
ادم دست میده وقتی میبنه کسایی هستند که بهتر
از نویسنده منظور رو می فهمند و هر وقت که بیان
بی شک با دست پر میان . چون هیچ امیدی ندارم که
نظرم ارسال بشه فعلا خداحافظ !!

دل نوشته ها به
وجود دوستانی چون شما به خود می بالود ...
امیر     |2009-07-10 22:23:32
سطر آخر تصحیح می شود "می بالد "

ذوق زده
شدم ارسال شد !!!
کبوتر     |2009-07-11 08:28:37
سلام نیلوفر جان،آفرین اسمم رو درست حدس
زدی.
آدرس سایتت رو هم از وبلاگ گریز پیدا
کردم.

قالب سایتت رو کسی طراحی کرده یا قالب
آماده ؟

موفق باشی.
گل اندام صفري  - روزي...   |2009-07-11 09:41:50
"روزي ما دوباره كبوترهايما ن را پيدا
خواهيم كرد
و مهرباني دست زيبايي را خواهد
گرفت
روزي كه ديگر درهاي خانه را نمي
بندند
قفل افسانه ايس و قلب براي زندگي بس
لست..."
خو شحالم كه اينجا پيداتون كردم.
شاد
باشيد و پراميد
نیلوفر   |2009-07-11 09:57:58
ممنونم گل اندام . خوشحالم کردی ، شاعر بزرگ
شعرهای فردا .
مجتبي (شاسوسا)     |2009-07-11 10:16:10
بعد از مدت ها خيلي خوب بودن ديدن اين خانه
نيلوفر.
به قول عباس حسين نژاد خيلي خوبه كه
براي خوندن برنامه داري .....من كه كتابخونه م
هنوز 15-20جلد كتاب خونده نشده داره و من هي به
تناوب باز كتاب مي خرم
شهریار     |2009-07-12 13:28:51
ضمنا اسم وبلاگم خنیاگر دوزخ است
جان من
اصلاح بفرمایید
زكيه   |2009-07-16 11:57:53
a true friend is not like the rain which pours and goes away.a true friend is
like the air.sometimes silent but always around you.
با آرزوي
شادكامي در زندگي براي شما و موفقيت و درخشش
در رشته ي دوست داشتني تون زبان شناسي و
موفقيت تو اين رشته اونطور كه خودتون ميخوايد
كه ميدونم و ميدونيد اون روز نزديكه
299     |2009-07-16 19:33:17
نیستی!
نیلوفر   |2009-07-18 23:14:04
سپاسگزارم ، زکیه جان . محبت کردی . به رفقا
سلام برسون .
شهاب  - آدرس     |2009-07-20 04:14:48
سلام
آدرس جدید باشگاه

http:/ /8club-shahab.blogsp ot.com/
مهدی اکبری فر     |2009-07-24 23:51:31
۱۷۲ کیلوبایت عکس مهمانید!!
شهاب     |2009-07-29 02:22:24
سلام

به روزیم

در پناه حق
شراب سلطنتي  - سلام   |2009-07-29 10:22:50
سلام . خوبي ؟ كجائين ؟ از طريق فيس بوك نميشه
پيام ارسال كرد ظاهراً كم هم آنلاين ميشيد يا
تايمش رو من نميدونم
عباس     |2009-08-04 02:15:43
کتاب اعترافات روسو رو دارم اما نخوندمش.
ب
من قبادی هم کارش درسته
مهدی اکبری فر( بد     |2009-08-05 23:01:17
سلام
چرا به روز نمی شین؟؟؟؟



امشب قراره
رخت خوابها به پرواز در می آن ف نمی آین
تماشا؟؟
شهاب  - سلام     |2009-08-15 03:51:30
به روزیم

در پناه حق
سارا     |2009-08-23 22:37:46
سلام نيلوفر خانم!
رشتتو ن ادبيات فارسيه؟ از
نوشتتون حدس زدم! در انتظار حضور گرمتم
عطااله مرادی  - سلام   |2009-08-24 15:33:54
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي مي كرد كه
سالها بچه دار نمي شد. او نذر كرد كه اگر بچه
دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به
رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه
دار شد! روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد.
پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول
بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن
روز وقتي آرايشگر خواست مغازه اش را باز كند،
يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از
طرف قناد دم در بود. روز دوم يك گل فروش به او
مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند،
آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي
آرايشگ...
سارا     |2009-08-27 14:22:02
سلام
به به پس تحصیلکرده هم هستین!چون مدام از
ادبیات حرف زدین فکر کردم ادبیات فارسی
میخونین مثل خودم..
حاضر ید تبادل لینک کنید؟
خبرم کنید.
ناصر   |2009-09-05 00:12:52
سلام رفیق
نوشته هات خیلی تخصصی تر از گذشته
شده و نظر دادن راجع به اونا سخت..
جسته گریخته
خوندم شون .
زیبا بود.
مهدی اکبری فر ( ب  - cheshmha.blogsky.com   |2009-09-05 23:01:36
او هنوز داستانش را تمام نکرده..آزاد ش کنید...
Poopoo   |2009-09-13 15:35:10
چقدررررررر رر دلم تنگ شده بود برا نوشته
هات!
negarandeh     |2009-09-14 17:17:19
پاییز هم اومد وست جان!
کامران     |2009-09-27 23:09:42
سلام
کامرا هستم از سایت مرجع متخصصین
سا ت
پر محتوا و خوبی دارید
موفق باشید.
امیر صدیقیان     |2009-10-17 13:47:36
سلام.
لطفا یک ای میل به من بدید.
ممنو م.
امیر صدیقیان     |2009-10-17 13:48:08
سلام.
لطفا یک ای میل به من بدید.
ممنو م.
امیر صدیقیان     |2009-10-17 13:48:27
سلام.
لطفا یک ای میل به من بدید.
ممنو م.
پریسا     |2009-10-23 04:58:57
سلام دوست قدیمی. چطوری؟ اعترافات تموم شد؟ من
نخوندمش.... بیا و بهمون بگو اعصابت خور شد یا
نه
دومان   |2009-10-23 18:21:32
چه خوب که هنوز می خونی ...
امیر اصغری     |2009-10-31 02:35:49
سلام. آشنا به نظر آمدی.
امیر اصغری   |2009-10-31 13:20:04
احتمالا درسته! ئ البته آشنایی دیگری هم شاید
در جایی دیگر، در دنیای مجازی...
یه مرد امیدوار   |2009-11-01 14:38:32
دلمان تنگ شده برای نوشته‌های اینجا به خدا
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."